تبليغاتX
جغرافیا و برنامه ریزی شهری
دانشجویان دوره شبانه رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه یزد - ورودی 1384

سبکهای شهرسازی در ایران دوران اسلامی

جهان بینی اسلامی، شهرهای دوران اسلامی را از شهرهای ماقبل آن (پارتی) متفاوت و متمایز کرده است. شهروند شهردوران اسلامی ، همچون روستایی و یا ایلیاتی معتقد به جهان‌بینی اسلامی، فرمانبردار احکام اسلامی، امام ، خلیفه و یا نمایندگان آنان است، بنابراین شهر دارای زندگی مستقل و خاص با مقررات و امتیازات متفاوت نبود و از این لحاظ تفاوتی بین شهر و ده (جز تفاوتهای ناشی از جمعیت ، استقرار دیوانها ، جامع و غیره) وجود نداشت و نقش دینی دوران اسلامی بر اهداف نظامی‌ـ اقتصادی حکومتهای مستقر در آن شهر اولویت داشت.

فارغ از سبکهای مختلف ، سه عنصر مسجد، بازار و محله ، مشخصه شهر دوران اسلامی می باشد که به اختصار مورد بررسی قرار می گیرند :

مسجد : دولت اسلامی در شهر متولد می شود و با توجه به اینکه تشکیل این دولت برای اولین بار در « مسجد » صورت گرفت ، بنابراین وجود مسجد جامع به یکی از مشخصات اصلی شهر دوره اسلامی تبدیل می گردید. این امر تا آن حد اهمیت دارد که در دوران اولیه دولت اسلامی و قبل از تشکیل حکومتهای محلی ، سکونتگاهی به مقام شهر می رسید، که صاحب جامع باشد. مسجد جامع علاوه بر نقش دینی ، نقشهای سیاسی و اجتماعی بسیار قوی می یافت.

دولت اسلامی از مفاهیم آرمانی برادری ، برابری و نفی هرگونه تمایزات اجتماعی آغاز نمود و به سازمانی قاهر و مملو از تمایزات اجتماعی تبدیل شد. این تغییر و تحول نمود کالبدی نیز داشت و در مسجد ، بازار و محله بروز کرد.

تطور نمود کالبدی مسجد را در چهار دوره می‌توان بررسی کرد :

دوره اول :‌ مدت کوتاهی از صدر اسلام را شامل می شود که مسجد ساده و بی‌پیرایه بود و الگوی آن مسجدالنبی است. در این دوره مسجد در پر رفت و آمدترین نقطه شکل گرفت و با مصالحی مانند مصالح ساختمانهای پیرامون ساخته شد.

دوره دوم : عمدتاً حکومت بنی‌امیه را شامل می‌شود، در عین آنکه مسجد در رابطه کامل با قدرت اسلامی قرار داشت ولی در کنار خود دارالاماره را به عنوان مقر حکومت دارا بود و جامع در ارتباط مستقیم با شارع عام و بازار استقرار می یافت. در این دوره شهر جایی بود که دارای جامع باشد.

دوره سوم : خلافت عباسیان و تشکیل امپراتوری اسلامی را شامل می‌شود. در این دوره مسجد به طور کامل از دارالاماره جدا شد و مفاهیم فضایی کهندژ ، شارستان و ربض از نو زاده شدند. جامع به عنوان مکان اصلی اجتماعات مردمی، به کلی خود را از حکومت جدا کرد و از شکل ساده و بی‌پیرایه دوره اول و تا حدودی دوره دوم ، خارج شد ، با این حال هنوز شهر به جایی گفته می‌شد که دارای جامع باشد.

دوره چهارم : به ظهور حکومتهای قدرتمند محلی در دل امپراتوری اسلامی باز می گردد. در این دوره، در شکل و توزیع مساجد تغییرات بنیادین آشکار گردید. مسجد به مکانی به منظور خودنمایی حکومتها و با ظاهری پرشکوه و معماریهای یادمانی تبدیل شد. در این دوره، مدارس زیادی در جوار مساجد احداث گردید و هر سکونتگاهی با داشتن جامع لزوماً شهر به شمار نمی‌آمد.

بازار : ایجاد بازار و میدان در کشورهای مفتوحه توسط دولت اسلامی نقش اساسی به این دو عنصر در سازماندهی شهر دوره اسلامی داد به گونه‌ای که با تقریبی نزدیک به یقین می‌توان از بازار و میدان به عنوان عناصر اصلی شهر دوره اسلامی یاد کرد. بازار نیز مانند مسجد از شکل ساده شروع شده و به تدریج پیچیدگی فضایی و انتظام کامل می‌یافت. در واقع بازار نیز به عنصری برای خودنمایی حکومتهای محلی و منطقه‌ای تبدیل گردید. بازار در دوره اسلامی مانند دوره ساسانی در میان شهر قرار گرفت و از میدان اصلی شهر (مقر حکومتی) به سوی باروی شهر امتداد پیدا کرد با این تفاوت که بازار به دور مسجد و مدرسه می‌چرخید.

راسته‌های مختلف بازار با توجه به عملکردشان در نزدیکی و یا با فاصله‌ای از مسجد قرار می‌گرفتند بدین‌ترتیب : نخست بازار مهر و تسبیح فروشان، سپس بازار کتابفروشان و صحافان ، بازار پارچه فروشان و غیره تا بازار دباغان و رنگرزان ، که به علت آلودگی ، از مسجد فاصله زیادی داشتند.

محله : علی‌رغم اینکه در بدو تشکیل دولت اسلامی ایجاد قشربندی اجتماعی بر مبنای قوم، قبیله ، نژاد نفی می‌گردید ، اما در زمان تشکیل امپراتوری اسلامی، این محله‌بندیها گسترش می‌یافت که مبنای آن برخلاف دوران ساسانی نه براساس نظام کاستی و طبقاتی بلکه براساس تفاوتهای قومی ، قبیله ای بود. در این دوره محلات در تضاد و تقابل با یکدیگر بودند و ارتباط محله با سازمان اجتماعی عشیره‌ای خود (جامعه شهری، روستایی و ایلاتی) بسیار بیشتر از رابطه آن با محلات مجاورش بود. هر یک از محلات مسجد، بازارچه ، مدرسه ، آب انبار، قنات و حمام خاص خود را داشت.

با توجه به وجود مشخصات مشترک مذکور در شهرهای اسلامی سبکهای مختلف شهرسازی در دوران اسلامی عبارتند از:

 سبک شهرسازی خراسانی (قرن یکم تا قرن چهارم هـ .ق.)

سبک شهرسازی رازی (قرن چهارم تا قرن هفتم هـ .ق.)

سبک شهرسازی آذری (قرن هفتم تا قرن یازدهم هـ .ق.)

مکتب شهرسازی اصفهان (قرن یازدهم تا شروع قرن سیزدهم هـ .ق.)

سبک شهرسازی تهران (اوایل قرن سیزدهم تا سال 1299 هـ .ش.)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 15:28  توسط دانشجویان شبانه 84 | 

چالش حاشيه نشيني و مديريت شهري

 

معمولاً شهرنشيني و صنعتي شدن را مترادف متمدن شدن و توسعه مي دانند چرا كه در مقايسه با جامعه ماقبل صنعتي - سرمايه داري، انسان روستايي و يا قبيله اي پيوسته با فقــر و بيماري، بيسوادي، غارت، كشتار و ظلم دست به گريبان بوده است. وضعيت جامعه فعلي بشري از منظر دستاوردهاي عظيم آن قابل قياس با گذشته ماقبل شهري و صنعتي شدن نيست. اما اداره و ساماندهي جامعه نوين و توسعه فزاينده آن چنان پيچيدگيهايي ايجاد كرده كه در اغلب موارد به درماندگيهايي ختم شده اند كه امروزه با واژه بحران شناخته مي شوند: بحران تـــروريسم، بحـــران جنگ اديـان يا تمــدنها (ساموئل هانتينگتـون)، بحـــران محيط زيست، بحران ايدز، بحران فقر و بالاخره بحران حاشيه نشيني شهري كه اين آخري مستقيماً در حوزه مديريت شهري و توسعه قرار مي گيرد.در كشور ما اين بحرانها از حساسيت بيشتري برخوردارند. در اين سرمقاله براي نمونه به يكي از تكان دهنده ترين حوادث كشورمان يعني حادثه پاكدشت در كلانشهر تهران مي پردازيم.طي ماههاي اخير و با روشن تر شدن ابعاد جنايت پاكدشت مسئله از مرزجنايتهاي عادي شهري فراتر رفت و به موضوعي درحد تهديد امنيت ملي تبديل شد تا جايي كه رئيس جمهور، رئيس مجلس و مسئولان قضايي و انتظامي كشور به اهميت آن تاكيد و خود را به خاطر قصورهاي صورت گرفته سرزنش كردند.و اما بيشترين آسيب شناسي جنايتهاي پاكدشت را از زبان سردار قاليباف بخوانيم كه گفت: در مكان حادثه، محروم تــــــرين قشرهاي جامعه ما زندگي مي كنند (ايران 83/7/2)، قول مي دهم به حاشيه نشيني تهران و كلانشهرهاي ديگر نگاهي ويژه داشته باشيم. در جامعه اي بدون عدالت ،ايجــــــاد امنيت امكان پذير نيست. رئيس پليس تهران همچنين طي مراسم شروع ساخت پاسگاه انتظامي در خاتون آباد گفت مهمترين مشكل ما كمبود نيرو است. به گفته وي اين منطقه 70 كيلومتري 300 هزار نفر جمعيت دارد كه 100 هــــــزار نفر آنان افغاني هستند و همين امر ابعاد حادثه را بغرنج تر مي سازد. زماني كه خبرنگار روزنامه ايران از دكتر رشادتي معاون دادستاني دادسراي امور جنايي تهران مي پرسد؛ چرا دادستاني تهران با وجود فاصله چند كيلومتري با پايتخت به مسئله نپرداخته است؟ دكتر رشادتي در پاسخ گفت :«جانا سخن از زبان ما مي گويي؟» (ايران 83/7/27).خارج از حال و هواي نقل قولهاي فوق و درجه دقت آماري رسانه ها در انتقال آنها قابل ترديد نيست كه با حاشيه نشيني شهري بايد به عنوان يك بحران مديريتي برخورد كرد. افزايش ميزان جرايم در سالهاي اخير تصادفي نيست و ريشه در گسترش شتابان حاشيه نشيني شهري دارد. و به همين خاطر كلانشهرهاي كشور با جاذبه هاي اقتصادي - فرهنگي در معرض خطر هستند چرا كه فرايند افزايش جمعيت مهاجر ان مناطق، سرعتي بي سابقه داشته است.ايران به عنوان شانزدهمين كشور پرجمعيت جهان طي سالهاي 1335 - 1380 جمعيتش 3/6 برابر افزايش يافته درحالي كه اين رشد براي جمعيت جهان كمتر از 2/3 برابر بوده است. رشد جمعيت شهري كشور طي همين مدت (45 سال) بيش از 7 برابر بوده است.غير از شهرهاي بزرگ كشور، درمورد خاص تهران پديده جديدي طي 27 سال گذشته بروز كرده كه تقريباً غيرمتعارف بوده است. و آن افزايش انفجاري جمعيت روستايي استان تهران است كه با نرخي بالاي 7/5 درصد رشد داشته و جالب اينكه مهاجران به مناطق روستايي استان تهران از شهرها به روستاهاي اطراف تهران رانده شده اند و بيجه نمادي از پديده موردبحث است با ارزش جامعه شناختي بالا.معمولاً حاشيه نشيني را استقرار در زمينهاي غيرقانوني شهري تعريف مي كنند كه به شهرداريها و وزارت مسكن مربوط مي شود. اما ابعاد حاشيه نشيني به مراتب از مسكن و خدمات شهري فراتر مي رود. كاش به قول سردار قاليباف فرصت تحليلهاي جامعه شناختي نيز فراهم آوريم.معمولاً حاشيه نشينان جزو تهي دستان جامعه هستند اما همه تهي دستان بزهكار نيستند چرا كه بخش قابل توجهي از تهي دستان روستانشين عادي هستند و كمتر با مسئله گراني زمين شهري مشكل دارندكه ظاهراً حوزه فعاليت بنياد مسكن انقلاب اسلامي است. اكنون بايد پرسيد چه نهاد يا نهادهايي آماده رويارويي با چالش حاشيه نشينـــــي هستند؟ چه برنامه تــــــوسعه اي را در مقياس ملي براي مهار بيشتر ابعاد آن بايد در پيش گرفت، آن هم در زمانه اي كه حتي زمزمه بي نيازي به برنامه ريزي توسعه در گوشه و كنار به گوش مي رسد مديريت شهري بدون برنامه ريزي حتي قابل تصور در هيچ جاي دنيا نيست همچنان كه آمايش سرزمين و تقليل نابرابريهاي منطقه اي ملي خود به خود تحقق نمي يابد. به دليل گراني غيرمتعارف زمين شهري در كلانشهرهاي ما و بخصوص تهران (معادل هفت برابر حقوق ماهيانه بيجه براي يك متر مربع زمين) هيچ راهي جز ظهور قارچ گونه و شتابان حاشيه نشيني شهري باقي نمي ماند. درغياب فقر شديد اطلاعاتي در باره آمارهاي حاشيه نشينان در كشور و نامشخصي نهاد مسئول در توانمندسازي و تقليل دامنه آن در درازمدت همراه با اقدامات عاجل با امكانات مناسب با اين پديده گسترده چه بايد كرد؟ بدترين برخورد، تصادفي ديدن حادثه پاكدشت و پاك كردن صورت مسئله است. هنوز التهاب حادثه پاكدشت فروننشسته است كه ماموران انتظامي از متلاشي شدن باند پنج نفره گروه سياه يا گرازها در جنوب و شرق تهران خبر دادند.در خوش بينانه ترين برآوردها از جمعيت 950 ميليون نفري حاشيه نشين در جهان (بيش از 15 درصد جمعيت جهان) هفت ميليون آن در كشـــورمان زندگي مي كنند (10 درصد) و به ياد بياوريم كه قريب 40 ميليون نفر از جمعيت كشور در شهرها زندگي مي كنند. 50 سال پيش فقر روستايي فقر غالب در ايران بود، امروز اين فقر شهري است كه چالش مديريت شهرها و برنامه هاي توسعه ملي است. در ثروتمندترين كشور جهان يعني ايالات متحده طبق آمار رسمي دولتي بيش از 35 ميليون فقير داريم كه 27 ميليون آن آلونك نشين شهري هستند (ارتورسوليوان، اقتصاد شهري 2000).اين مجموعه شرايط يعني درجه بالاي ريسك بي ثباتي محيط كسب و كار براي مديران. حاشيه نشيني جايگاهي در امنيت ملي نيز دارد بخصوص در جهاني كه قسمت اعظم سركردگان آن حامي ما نيستند و ما براي آنها وصله ناجور محسوب مي شويم.

اگرچه حاشيه نشيني در ايران نسبت به اكثر كشورهاي درحال توسعه وضع وخيم تري ندارد اما اين امر را به هيچ وجه نبايد به خوش خيالي ختم كرد. نخست بايد نهادي نيرومند و درخور براي شناخت همه جانبه آن (و بانكي اطلاعاتــي ، آن هم در كشور ما كه ثبت مكان زندگي اجباري نيست و هيچ شهرداري اي چنين اجباري ندارد) به وجود آورد. ديگر اينكه در درازمدت اين برنامه هاي توسعه هستند كه بايد از جمعيت مهاجر از روستاها و شهرهاي كوچك بكاهند و ايضاً اين در استراتژي هاي درازمدت است كه جستجو كنيم چرا قيمت و رانت زمين شهري در كلانشهرهاي ما اين چنين غيرعادي است.حاشيه نشينان شهري با جايگاه شهروند بودن فاصله زيادي دارند ولي مي توانند شهروندان آينده باشند حتي در روندي تدريجي و... اما اين به اين معنا نيست كه آنها درحال حاضر تهديدي جدي نيستند. به راستي اگر قرار باشد براي چالشهاي حاشيه نشيني برنامه اي طراحي شود چه كساني (يا نهادي) بايد به سراغ چه نسخه هايي بروند؟در پايان يادآوري كنيم كه براساس مطالعات سازمان ملل «حاشيه نشيني و آلونگ نشيني چالش اصلي هزاره سوم خواهدبود» به آماري كه اين نهاد عرضه كرده است نگاه كنيم. در سال 2001 از 920 ميليون جمعيت حاشيه نشين شهري جهان 45 ميليون آن (يعني 6 درصد) در كشورهاي توسعه يافته قرار دارند و 860 ميليون ديگر يعني 43 درصد جمعيت شهري در آلونكهاي كشورهاي درحال توسعه زندگي مي كنند. همين درصد براي كشورهاي غرب آسيا كه شامل ايران نيز مي شود 35 درصد جمعيت شهري ذكر شده است.در 16 سال آينده (يعني 2020) رقم كل حاشيه نشينان شهري جهان تقريباً به 1400 ميليون نفر افزايش خواهديافت. ميزان افزايش كشورهاي صنعتي ثروتمند در اين مدت حدود پنج ميليون نفر و حجم جمعيت آلونك نشين جهان درحال توسعه به رقم 1355 ميليون نفر خواهدرسيد كه از اين مقدار حدود 75 ميليون نفر از آن كشورهاي غرب آسياست.

به راستي از رقم فعلي 45 ميليوني آلونك نشينان شهري غرب آسيا سهم ما چقدر است و اگر با نرخ رشد 3/2 درصدي ساليانه در 16 سال آينده اين روند ادامه يابد سهم حاشيه نشينان شهري كشورمان چقدر خواهدبود؟ آيا اين تهديد را جدي مي گيريم؟گزارش سازمان ملل تاكيد مي كند كه اين يك مقوله جمعيت شناسي شهري نيست بلكه پديده اي اقتصادي - اجتماعي است و در برنامه هاي توسعه به عنوان هدف اولي بايد بدان نگريست».

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 15:27  توسط دانشجویان شبانه 84 | 

چالش حاشيه نشيني و مديريت شهري

 

معمولاً شهرنشيني و صنعتي شدن را مترادف متمدن شدن و توسعه مي دانند چرا كه در مقايسه با جامعه ماقبل صنعتي - سرمايه داري، انسان روستايي و يا قبيله اي پيوسته با فقــر و بيماري، بيسوادي، غارت، كشتار و ظلم دست به گريبان بوده است. وضعيت جامعه فعلي بشري از منظر دستاوردهاي عظيم آن قابل قياس با گذشته ماقبل شهري و صنعتي شدن نيست. اما اداره و ساماندهي جامعه نوين و توسعه فزاينده آن چنان پيچيدگيهايي ايجاد كرده كه در اغلب موارد به درماندگيهايي ختم شده اند كه امروزه با واژه بحران شناخته مي شوند: بحران تـــروريسم، بحـــران جنگ اديـان يا تمــدنها (ساموئل هانتينگتـون)، بحـــران محيط زيست، بحران ايدز، بحران فقر و بالاخره بحران حاشيه نشيني شهري كه اين آخري مستقيماً در حوزه مديريت شهري و توسعه قرار مي گيرد.در كشور ما اين بحرانها از حساسيت بيشتري برخوردارند. در اين سرمقاله براي نمونه به يكي از تكان دهنده ترين حوادث كشورمان يعني حادثه پاكدشت در كلانشهر تهران مي پردازيم.طي ماههاي اخير و با روشن تر شدن ابعاد جنايت پاكدشت مسئله از مرزجنايتهاي عادي شهري فراتر رفت و به موضوعي درحد تهديد امنيت ملي تبديل شد تا جايي كه رئيس جمهور، رئيس مجلس و مسئولان قضايي و انتظامي كشور به اهميت آن تاكيد و خود را به خاطر قصورهاي صورت گرفته سرزنش كردند.و اما بيشترين آسيب شناسي جنايتهاي پاكدشت را از زبان سردار قاليباف بخوانيم كه گفت: در مكان حادثه، محروم تــــــرين قشرهاي جامعه ما زندگي مي كنند (ايران 83/7/2)، قول مي دهم به حاشيه نشيني تهران و كلانشهرهاي ديگر نگاهي ويژه داشته باشيم. در جامعه اي بدون عدالت ،ايجــــــاد امنيت امكان پذير نيست. رئيس پليس تهران همچنين طي مراسم شروع ساخت پاسگاه انتظامي در خاتون آباد گفت مهمترين مشكل ما كمبود نيرو است. به گفته وي اين منطقه 70 كيلومتري 300 هزار نفر جمعيت دارد كه 100 هــــــزار نفر آنان افغاني هستند و همين امر ابعاد حادثه را بغرنج تر مي سازد. زماني كه خبرنگار روزنامه ايران از دكتر رشادتي معاون دادستاني دادسراي امور جنايي تهران مي پرسد؛ چرا دادستاني تهران با وجود فاصله چند كيلومتري با پايتخت به مسئله نپرداخته است؟ دكتر رشادتي در پاسخ گفت :«جانا سخن از زبان ما مي گويي؟» (ايران 83/7/27).خارج از حال و هواي نقل قولهاي فوق و درجه دقت آماري رسانه ها در انتقال آنها قابل ترديد نيست كه با حاشيه نشيني شهري بايد به عنوان يك بحران مديريتي برخورد كرد. افزايش ميزان جرايم در سالهاي اخير تصادفي نيست و ريشه در گسترش شتابان حاشيه نشيني شهري دارد. و به همين خاطر كلانشهرهاي كشور با جاذبه هاي اقتصادي - فرهنگي در معرض خطر هستند چرا كه فرايند افزايش جمعيت مهاجر ان مناطق، سرعتي بي سابقه داشته است.ايران به عنوان شانزدهمين كشور پرجمعيت جهان طي سالهاي 1335 - 1380 جمعيتش 3/6 برابر افزايش يافته درحالي كه اين رشد براي جمعيت جهان كمتر از 2/3 برابر بوده است. رشد جمعيت شهري كشور طي همين مدت (45 سال) بيش از 7 برابر بوده است.غير از شهرهاي بزرگ كشور، درمورد خاص تهران پديده جديدي طي 27 سال گذشته بروز كرده كه تقريباً غيرمتعارف بوده است. و آن افزايش انفجاري جمعيت روستايي استان تهران است كه با نرخي بالاي 7/5 درصد رشد داشته و جالب اينكه مهاجران به مناطق روستايي استان تهران از شهرها به روستاهاي اطراف تهران رانده شده اند و بيجه نمادي از پديده موردبحث است با ارزش جامعه شناختي بالا.معمولاً حاشيه نشيني را استقرار در زمينهاي غيرقانوني شهري تعريف مي كنند كه به شهرداريها و وزارت مسكن مربوط مي شود. اما ابعاد حاشيه نشيني به مراتب از مسكن و خدمات شهري فراتر مي رود. كاش به قول سردار قاليباف فرصت تحليلهاي جامعه شناختي نيز فراهم آوريم.معمولاً حاشيه نشينان جزو تهي دستان جامعه هستند اما همه تهي دستان بزهكار نيستند چرا كه بخش قابل توجهي از تهي دستان روستانشين عادي هستند و كمتر با مسئله گراني زمين شهري مشكل دارندكه ظاهراً حوزه فعاليت بنياد مسكن انقلاب اسلامي است. اكنون بايد پرسيد چه نهاد يا نهادهايي آماده رويارويي با چالش حاشيه نشينـــــي هستند؟ چه برنامه تــــــوسعه اي را در مقياس ملي براي مهار بيشتر ابعاد آن بايد در پيش گرفت، آن هم در زمانه اي كه حتي زمزمه بي نيازي به برنامه ريزي توسعه در گوشه و كنار به گوش مي رسد مديريت شهري بدون برنامه ريزي حتي قابل تصور در هيچ جاي دنيا نيست همچنان كه آمايش سرزمين و تقليل نابرابريهاي منطقه اي ملي خود به خود تحقق نمي يابد. به دليل گراني غيرمتعارف زمين شهري در كلانشهرهاي ما و بخصوص تهران (معادل هفت برابر حقوق ماهيانه بيجه براي يك متر مربع زمين) هيچ راهي جز ظهور قارچ گونه و شتابان حاشيه نشيني شهري باقي نمي ماند. درغياب فقر شديد اطلاعاتي در باره آمارهاي حاشيه نشينان در كشور و نامشخصي نهاد مسئول در توانمندسازي و تقليل دامنه آن در درازمدت همراه با اقدامات عاجل با امكانات مناسب با اين پديده گسترده چه بايد كرد؟ بدترين برخورد، تصادفي ديدن حادثه پاكدشت و پاك كردن صورت مسئله است. هنوز التهاب حادثه پاكدشت فروننشسته است كه ماموران انتظامي از متلاشي شدن باند پنج نفره گروه سياه يا گرازها در جنوب و شرق تهران خبر دادند.در خوش بينانه ترين برآوردها از جمعيت 950 ميليون نفري حاشيه نشين در جهان (بيش از 15 درصد جمعيت جهان) هفت ميليون آن در كشـــورمان زندگي مي كنند (10 درصد) و به ياد بياوريم كه قريب 40 ميليون نفر از جمعيت كشور در شهرها زندگي مي كنند. 50 سال پيش فقر روستايي فقر غالب در ايران بود، امروز اين فقر شهري است كه چالش مديريت شهرها و برنامه هاي توسعه ملي است. در ثروتمندترين كشور جهان يعني ايالات متحده طبق آمار رسمي دولتي بيش از 35 ميليون فقير داريم كه 27 ميليون آن آلونك نشين شهري هستند (ارتورسوليوان، اقتصاد شهري 2000).اين مجموعه شرايط يعني درجه بالاي ريسك بي ثباتي محيط كسب و كار براي مديران. حاشيه نشيني جايگاهي در امنيت ملي نيز دارد بخصوص در جهاني كه قسمت اعظم سركردگان آن حامي ما نيستند و ما براي آنها وصله ناجور محسوب مي شويم.

اگرچه حاشيه نشيني در ايران نسبت به اكثر كشورهاي درحال توسعه وضع وخيم تري ندارد اما اين امر را به هيچ وجه نبايد به خوش خيالي ختم كرد. نخست بايد نهادي نيرومند و درخور براي شناخت همه جانبه آن (و بانكي اطلاعاتــي ، آن هم در كشور ما كه ثبت مكان زندگي اجباري نيست و هيچ شهرداري اي چنين اجباري ندارد) به وجود آورد. ديگر اينكه در درازمدت اين برنامه هاي توسعه هستند كه بايد از جمعيت مهاجر از روستاها و شهرهاي كوچك بكاهند و ايضاً اين در استراتژي هاي درازمدت است كه جستجو كنيم چرا قيمت و رانت زمين شهري در كلانشهرهاي ما اين چنين غيرعادي است.حاشيه نشينان شهري با جايگاه شهروند بودن فاصله زيادي دارند ولي مي توانند شهروندان آينده باشند حتي در روندي تدريجي و... اما اين به اين معنا نيست كه آنها درحال حاضر تهديدي جدي نيستند. به راستي اگر قرار باشد براي چالشهاي حاشيه نشيني برنامه اي طراحي شود چه كساني (يا نهادي) بايد به سراغ چه نسخه هايي بروند؟در پايان يادآوري كنيم كه براساس مطالعات سازمان ملل «حاشيه نشيني و آلونگ نشيني چالش اصلي هزاره سوم خواهدبود» به آماري كه اين نهاد عرضه كرده است نگاه كنيم. در سال 2001 از 920 ميليون جمعيت حاشيه نشين شهري جهان 45 ميليون آن (يعني 6 درصد) در كشورهاي توسعه يافته قرار دارند و 860 ميليون ديگر يعني 43 درصد جمعيت شهري در آلونكهاي كشورهاي درحال توسعه زندگي مي كنند. همين درصد براي كشورهاي غرب آسيا كه شامل ايران نيز مي شود 35 درصد جمعيت شهري ذكر شده است.در 16 سال آينده (يعني 2020) رقم كل حاشيه نشينان شهري جهان تقريباً به 1400 ميليون نفر افزايش خواهديافت. ميزان افزايش كشورهاي صنعتي ثروتمند در اين مدت حدود پنج ميليون نفر و حجم جمعيت آلونك نشين جهان درحال توسعه به رقم 1355 ميليون نفر خواهدرسيد كه از اين مقدار حدود 75 ميليون نفر از آن كشورهاي غرب آسياست.

به راستي از رقم فعلي 45 ميليوني آلونك نشينان شهري غرب آسيا سهم ما چقدر است و اگر با نرخ رشد 3/2 درصدي ساليانه در 16 سال آينده اين روند ادامه يابد سهم حاشيه نشينان شهري كشورمان چقدر خواهدبود؟ آيا اين تهديد را جدي مي گيريم؟گزارش سازمان ملل تاكيد مي كند كه اين يك مقوله جمعيت شناسي شهري نيست بلكه پديده اي اقتصادي - اجتماعي است و در برنامه هاي توسعه به عنوان هدف اولي بايد بدان نگريست».

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 15:25  توسط دانشجویان شبانه 84 | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با عرض سلام و آرزوی موفقیت خدمت تمامی کسانی که از این وبلاگ دیدن کردن.
این وبلاگ باهدف ترویج وشناساندن رشته برنامه ریزی شهری وهمچنین استفاده دانشجویان این رشته ساخته شده امیدواریم توانسته باشیم گام مثبتی در این زمینه برداشته باشیم درضمن از نظرات وهمکاریتون برای بهتر شدن وبلاگ دریغ نکنید.
باتشکر جمعی از دانشجویان رشته جغرافیاوبرنامه ریزی شهری شبانه ورودی 84-دانشگاه یزد

نوشته های پیشین
هفته اوّل شهریور 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته دوم دی 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
آرشیو موضوعی
جغرافیا و برنامه ریزی شهری
ایرانگردی و جهان گردی
علوم کامپیوتر
سنجش از دور
گزارش زلزله لرستان
بازارها
اداره شهر
پیوندها
دانشگاه يزد
سازمان زمین شناسی کشور
سازمان هواشناسی کشور
آموزش جغرافیا در ایران
گروه علمی ژئوماتیک ایران
نشریه الکترونیکی جغرافیا
بانک نشریات ایران
گروه جغرافیای دانشگاه یزد
موسسه آموزش عالي جهاد دانشگاهي
مركز تحقيقات دانا
مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران
مركز آمار ايران
مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران
باشگاه دانش پژوهان جوان
دانشگاه اراك
دانشگاه اروميه
دانشگاه اصفهان
دانشگاه پيام نور
دانشگاه شهيد بهشتي
سازمان پژوهش هاي علمي و صنعتي ايران
دانشگاه تربيت مدرس
جغرافیا و برنامه ریزی شهری
رودخانه های ایران
بیابان های ایران
ايران هيدرولوژي
فرهنگسرا
مجله جغرافیا
joghrafia
جغرافیا
نقشه زمين
دبیرخانه جغرافیا
جغرافياي جهان
تصاوير ماهواره
اطلس واقعی جهان
آموزش جغرافیا در ایران
راهیاب
آب و هواي تهران
نشریه الکترونیکی جغرافیا
زلزله
خلاصه مقالات
برنامه ريزي شهري
نقشه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM